درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
کتاب های احمدگلستانی
تالیفات
سه‌شنبه 13 اسفند 1392 :: 09:35 ::  نويسنده : ahmadgolestani       

 

شکورجان ظهوراف، رئیس پارلمان تاجیکستان از کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اسلامی دعوت کرده است که در طرحهای بزرگ سرمایه‌گذاری این کشور شرکت کنند.

آقای ظهوراف که روز چهارشنبه ۱۹ فوریه در کنفرانس همکاری‌های اسلامی در تهران، پایتخت ایران سخنرانی می‌کرد، بنیاد خطوط بلندشدت انتقال برق، راههای آهن، لوله‌های آبرسانی و نفت و گاز را از جمله چنین طرح‌ها ارزیابی کرد. به گفته آقای ظهوراف، در صورت احداث خط انتقال نیروی برق از قرقیزیستان و تاجیکستان به افغانستان و پاکستان موسوم به "CASA-۱۰۰۰" کشورهای آسیای مرکزی در فصل تابستان نیروی برق اضافی را به دو کشور آسیای جنوبی صادر خواهند کرد.

هزینه طرح مذکور ۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار ارزیابی شده است و بانک جهانی، بانک توسعه آسیایی و بانک توسعه اسلامی آمادگی خود را برای سرمایه‌گذاری در آن ابراز داشته‌اند.

رئیس مجلس نمایندگان تاجیکستان ذخایر نیروی برق آبی کشور را سالیانه ۵۲۷ میلیارد کیلووات/ساعت ارزیابی کرده و گفته است که فعلا تنها ۳.۲ درصد این ذخایر مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

به گفته او، تاجیکستان در صدد است تا سال ۲۰۲۰ سالیانه به مقدار ۳۰ میلیارد کیلووات/ساعت نیروی برق آبی تولید کند که نیازهای این کشور را به نیروی برق کاملا برآورده ساخته و بخشی از این نیروی برق به کشورهای خارجی صادر خواهد شد.

همچنین، تاجیکستان با کشورهای منطقه در مورد بنیاد راه آهن تاجیکستان-افغانستان-ترکمنستان، خط لوله آب آشامیدنی از تاجیکستان به ایران و لوله نفت و گاز از ایران به تاجیکستان موافقتنامه های را امضا کرده است.

شکورجان ظهوراف گفته است: "این طرح ها جوابگوی منفعت های نه تنها کشورهای اجراکننده آنها، بلکه در مجموع، به سود کل دولت های عضو سازمان همکاری های اسلامی می‌باشد و اطمینان دارم که کشورهای عضو این سازمان در این زمینه کمک خود را جهت به آخر رساندن طرح های مذکور دریغ نمی‌دارند."

                                                                               منبع : امت آنلاین


سه‌شنبه 13 اسفند 1392 :: 09:22 ::  نويسنده : ahmadgolestani       

 

ارتقای دکتر نورمحمد بخشانی به مرتبه استاد تمامی (پروفسوری)

 

896300868

 

پس از سال‌ها تدریس، تحقیق و پژوهش و کسب رتبه‌های بالا ذر عرصه‌های علمی و تحقیقاتی، محقق و دانشمند اهل سنت، جناب آقای دکتر نورمحمد بخشانی به درجه استاد تمامی و پروفسوری دانشگاه علوم پزشکی رسید.

وی اهل سراوان و نخستین دانش‌آموخته دکترای روان‌شناسی بالینی ایران و از اولین گروه دانشجویان ورودی کشور در این دوره است و شاید اگر برخی تبعیض‌های نبود، دکتر بخشانی سال‌ها پیش از این به جایگاهی که شایسته اش بود، می رسید.

پایگاه اطلاع رسانی سنت آنلاین به نمایندگی از مدیریت، اساتید و طلاب مدرسه علوم دینی عین العلوم گشت، این موفقیت را به این استاد برجسته و گرانقدر تبریک می‌نماید و برای ایشان آرزوی توفیق روزافزون دارد.

برخی از سوابق علمی واجرائی و تالیفات دکتر نورمحمد بخشانی به شرح زیر است:

 

                                                   لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب ...


سه‌شنبه 13 اسفند 1392 :: 09:00 ::  نويسنده : ahmadgolestani       

<a href="http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=8245ec1f04906f5162158c3f6d1464b9" target="_blank">نحو________________میر.docx</a>



سه‌شنبه 13 اسفند 1392 :: 08:24 ::  نويسنده : ahmadgolestani       

در قرآن كريم و احاديث  نبوى شريف از ناراض شدن و قطع ارتباط با خويشاوندان نهی شديد شده و اسلام  آن را عصيان و نافرمانی صريح خدا و رسول دانسته و متخلفين را مستحق لعن و  نفرين، كيفر و مجازات شديد‌ و مورد نكوهش فراوان قرار داده است.


صله رحم كدام است؟


عن  عبدالله بن عمرو بن العاص  قال: قال النبي *ص*: لَيْسَ الْوَاصِلُ  بِالْمُكَافِئِ وَلَكِنْ الْوَاصِلُ الَّذِي إِذَا قُطِعَتْ رَحِمُهُ  وَصَلَهَا. (البخاري). از عبدالله بن عمرو بن عاص  روايت است رسول الله  *ص* فرمودند: ‌بجا آورنده صله رحم آن كس نيست كه در مقابل ديدار خويشاوندان  از او، آنان را ديدار نمايد، بلكه بجا آورنده صله رحم همان كس است كه  خويشاوندان از او قطع رابطه كنند ولی او با آنان رابطه بر قرار نمايد.
عَنْ  أَبِي هُرَيْرَةَ  أَنَّ رَجُلًا قَالَ: يَا رسول الله *ص* إِنَّ لِي  قَرَابَةً أَصِلُهُمْ وَيَقْطَعُونِي وَأُحْسِنُ إِلَيْهِمْ وَيُسِيئُونَ  إِلَيَّ وَأَحْلُمُ عَنْهُمْ وَيَجْهَلُونَ عَلَيَّ فَقَالَ: لَئِنْ كُنْتَ  كَمَا قُلْتَ فَكَأَنَّمَا تُسِفُّهُمْ الْمَلَّ وَلَا يَزَالُ مَعَكَ  مِنْ اللَّهِ ظَهِيرٌ عَلَيْهِمْ مَا دُمْتَ عَلَى ذَلِكَ. (مسلم).
از  ابوهريره روايت است،‌ مردی گفت: اي پيامبر خدا من خويشاوندانی دارم و با  آنها رابطه برقرار می كنم، ولی آنها با من قطع رابطه می كنند، من با آنها  نيكی می كنم و آنها با من بدی می نمايند، من با آنها بردباری می كنم و آنها  با من جاهلانه رفتار می نمايند، پيامبر *ص* فرمودند: اگر تو چنان هستی كه  می گوئی گويا تو آنها را خاكستر داغ می خورانی و تا زمانی كه تو اينگونه  رفتار نمائی هميشه خداند تو را بر عليه آنها ياری و كمك خواهد كرد.


قاطع رحم ملعون است


﴿  وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ  وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي  الْأَرْضِ ۙ أُولَٰئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ﴾   (رعد: 25). «آنانكه پيمان خداوند را بعد از آنكه محكم بستند، نقض می كنند و  آنچه را كه پروردگار دستور به وصل آن داده است (پيوند با خويشاوندان) قطع  می نمايند و در زمين فتنه و فساد می كنند برای آنان لعنت و نفرين خداست و  بدجايگاهی (در آخرت) دارند».
و نيز مي‌فرمايد: ﴿ فَهَلْ عَسَيْتُمْ  إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا  أَرْحَامَكُمْ (22) أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ  وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ﴾ (محمد: 22- 23).  «و ممكن است اگر بشما حكومت  برسد،‌ در زمين فتنه و فساد كنيد و پيوند خويشاوندی را قطع نمائيد، آنان  هستند كه خداوند آنان را لعن و نفرين نموده و از رحمت خويش دور ساخته است،  لذا گوشهايشان را (از شنيدن حق) كر و چشمهايشان را (از ديدن راه سعادت و  هدايت) كور كرده است».


قومى كه قاطع رحم در آن باشد از رحمت خداوند محروم است

عَنْ  عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي أَوْفَى  قَالَ: سَمِعْتُ رسول الله *ص*  يَقُولُ: لا تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ عَلَى قَوْمٍ فِيهِمْ قَاطِعُ رَحِمٍ.  (بيهقي). از عبدالله بن ابي اوفی روايت است از رسول الله *ص* شنيدم  فرمودند: قومي كه قاطع رحم در آن موجود باشد، رحمت خداوند بر آنان نازل نمی  شود.


قاطع رحم داخل بهشت نمی شود


عن جبير بن مطعم  أن رسول الله *ص* قالَ: لا يَدْخُلُ الجَنَّةَ قَاطِعٌ. (مُتَّفَقٌ عليهِ). از جبير بن مطعم روايت است رسول الله *ص* فرمودند: قاطع رحم داخل بهشت نمی گردد.


اعمال خير قاطع رحم قبول نمی شود


عن  أبي هريرة  عن النبي *ص* إنَّ أعْمالَ بَنِي آدَمَ تُعْرَضُ على اللَّهِ  تعالى عَشِيَّةَ كُلِّ خَمِيسٍ لَيْلَةَ الجُمْعَةِ فَلا يُقْبَلُ عَمَلُ  قاطِعِ رَحِمٍ.حدیث حسن*مسند احمد بن حنبل* از ابوهريره ‌روايت است رسول  الله  *ص* فرمودند: ‌اعمال كليه مردم شب جمعه در حضور خداوند پيش می شوند و  اعمال (خير) قاطع رحم قبول نمی شوند.


جلسه‌ای كه قاطع رحم در آن باشد فرشتگان رحمت وارد نمی شوند


عن أبي أوفی عن النبي*ص*: إنّ المَلائِكَةَ لا تَنْزِلُ عَلى قَوْمٍ فِيهِمْ قاطِعُ رَحِمٍ. (طبراني). ابواوفی از رسول الله *ص* روايت میكند، فرمودند: همانا فرشتگان وارد مجلس گروهی نمی شوند كه در آن قاطع رحم باشد.


دعای بد رحم


عَنْ  عَائِشَةَ قَالَتْ: قَالَ رسول الله *ص*: الرَّحِمُ مُعَلَّقَةٌ  بِالْعَرْشِ تَقُولُ: مَنْ وَصَلَنِي وَصَلَهُ اللَّهُ. (مُتَّفَقٌ عليهِ). از  عائشه روايت است رسول الله *ص* فرمودند: رحم و خويشاوند بر عرش آويزان است  و می گويد: هر كس مرا پيوند دهد خداوند او را پيوند دهد و هر كس مرا قطع  كند، خداوند او را قطع نمايد.


حرمت قطع رابطه تا چه زمان؟


و  اما حرمت قطع رابطه با خويشاوندان و مسلمانان زمانی است كه در شرايط عادی و  به خاطر امور دنيوی صورت پذيرد، چون دنيا نزد خداوند و مردان خدا كمتر از  آن است كه به خاطر آن از همديگر دوری شود، و صله رحم قطع گردد و خويشاوندان  مسلمان از يكديگر جدا شوند و اما اگر در راه خدا و به خاطر خدا باشد قطع  رابطه جايز و مطلوب و گاهی نيز واجب است، چون رشته ايمان از تمام رشته ها  محكم‌ تر و با ارزشتر است، لذا عداوت و دشمنی و ناراض شدن در راه خدا عين  عبادت، محبت و ارتباط با خداوند است.


در تاريخ اسلامی نمونه‌های بسياری در اين زمينه وجود دارد


الف:  سه تن از مسلمانان واقعي و ياران صميمی حضرت رسول اكرم كعب بن مالك، مراره  بن ربيعه و هلال بن اميه، ‌بعلت كوتاهی و سهل انگاری از غزوه تبوك باز  ماندند حضرت رسول اكرم *ص* و يارانش بمدت پنجاه شبانه روز از آنان ناراض  شدند و بطور كلی قطع رابطه نمودند، تاجائی كه طبق فرمان خداوند؛ ﴿ حتَّى  إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ  أَنفُسُهُمْ ﴾ (توبه: 118). «زمين با همه وسعت و فراخی بر آنان تنگ گرديد و  از خود بيزار و دلتنگ شدند».
در ناراحتی و فشار روحی دشواری بسر  بردند، ‌هيچ كس از مسلمانان، خويشاندان و همسرانشان، با آنان نشست و  برخواست نمی كردند، حرف نمی زدند، سلام و عليك نمی كردند تا اينكه خداوند  به فضل و كرم خويش توبه آنان را پذيرفت و با ارسال آياتی اعلام عفو و گذشت  فرمود، آنگاه حضرت رسول اكرم *ص* و يارانش و همسرانشان با شادی و خوشحالی  تجديد پيوند و رابطه نمودند. (متفق عليه).
ب: پيامبر اسلام *ص* كه  الگوی رحمت و عطوفت و مهر و محبت است بر اثر برخورد نامعقول بعضی از  همسرانش بمدت يك ماه از آنان ناراض شد و قطع رابطه نمود. (نسايي).
ج:  در زمان رسول الله *ص*و خلفای راشدين زنان مسلمان كليه نمازها را در مسجد  با جماعت می خواندند تا از اجر و ثواب جماعت بهره مند گردند و اما رفته  رفته بر اثر فتنه و فساد بعضی از مسلمانان بعلت داشتن حيا و غيرت بيش از حد  زنان خود را از رفتن به مساجد و شركت در نمازهای جمعه و جماعت باز داشتند  تا از بروز مشكلات فساد اخلاقی جلوگيری نمايند.
ولی صحابه بزرگوار  حضرت عبدالله بن عمر كه در اطاعت از خدا و رسول و پيروی از سنت نبوی ضرب  المثل بود، نظريه آنان را برای هميشه با ذكر اين حديث رد نمود.
‌عن  ابن عمر قال: قال رسول الله*ص*: لاَ تَمْنَعُوا إِمَاءَ اللَّهِ مَسَاجِدَ  اللَّهِ، قال بعض أبنائه والله لنمنعنهن فغضب عليه عبدالله وسبه سبا شديدا  وقال: أقول قال رسول الله *ص* وتقولُ: والله لنمنعنهن. (احمد، ابوداود).
حضرت  عبدالله بن عمر روايت می كند رسول الله *ص* فرمودند: كنيزان خدا را از  مساجد خداوند باز مداريد، يكی از فرزندانش گفت: به خداوند سوگند ما آنها را  باز می داريم، (چون زمان فتنه و فساد است) حضرت عبدالله بر او خشم گرفت و  او را بسيار ناسزا گفت و فرمود: من می گويم: رسول الله *ص* چنين فرموده است  و تو می گوئی: ما آنها را باز می داريم.
خلاصه؛ حضرت عبدالله بن  عمر  از اين فرزندش ناراض شد و قطع رابطه نمود. و نيز روايات و آثار بسياری  در اين زمينه وجود دارد كه مردان حق در طول تاريخ بعلت نافرمانی از خدا و  رسول از فرزندان، همسران، خويشاوندان و دوستان صميمی خويش طبق دستور اسلام  قطع رابطه نموده اند. .............................................

منبع : پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه



دوشنبه 12 اسفند 1392 :: 15:18 ::  نويسنده : ahmadgolestani       

 

 
"مسجد پادشاهی" در پاکستان؛ چهارمین مسجد بزرگ جهان + تصاویر

خبرگزاری فارس: مسجد پادشاهی لاهور یکی از باشکوه‌ترین بناهای تاریخی پاکستان است که با سنگ‌های مرمرین قرمز ساخته شده و معرف اوج هنر معماری دوران مغول است.

خبرگزاری فارس: "مسجد پادشاهی" در پاکستان؛ چهارمین مسجد بزرگ جهان + تصاویر ----------------------------

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در لاهور، "مسجد پادشاهی"  یکی از بناهای تاریخی پاکستان است که در سال 1673 میلادی توسط "اورنگزیب عالمگیر" یکی از شاهان مغول در شهر لاهور بنا نهاده شد.

حسن و زیبایی این مسجد تاریخی دیدنی و ستودنی است و یکی از آثار تاریخی ماندگار درشبه قاره هند است.

امروزه مردم پاکستان شهر لاهور را با نام مسجد مذکورمی‌شناسند.

مسجد پادشاهی، چهارمین مسجد بزرگ جهان محسوب می‌شود که گنجایش پذیرش 60 هزار نفر را دارا است.

صحن بزرگ این مسجد نیز حدود 100 هزار نفر گنجایش دارد.

در داخل و خارج این مسجد نیز منبت‌کاری‌ها و گچ‌بری‌های زیبایی قرار دارد و دیوارهای آن با سنگ مرمر قرمزی که از معادن سنگ "جی‌پور" هند آورده شده ساخته شده است.

اسلوب ساخت این مسجد شبیه "مسجد جامع ملی" است که در سال 1648 میلادی به دستور  "شاه‌جهان" پدر "اورنگ زیب" ساخته شده است.

 

 

 

 

 

 

 



دوشنبه 12 اسفند 1392 :: 15:11 ::  نويسنده : ahmadgolestani       

 

 

مسجد گروزني: مسجد گروزني در شهر گروزني، پايتخت كشور چچن واقع شده و بيش از 10 هزار نفر ظرفيت دارد. اطراف مسجد را اداره اجرايي اسلامي چچن، يك مدرسه و دانشگاه اسلامي، يك هتل و كتابخانه ديني فرا گرفته است.

اين مسجد كه با الهام از مسجد آبي استامبول طراحي شده 16 اكتبر 2008 طي مراسمي با حضور «ولاديمير پوتين» رئيس‌جمهور وقت روسيه افتتاح شد. مسجد «گروزني» كه يكي از بزرگترين مساجد اروپاست، اخيرا از سوي مجله بين‌المللي «تجارت اول» به عنوان بهترين پروژه معماري اوراسيا معرفي شده است. اين مسجد با مناره‌هاي 60 متري خود، شانزدهمين مسجد بزرگ جهان محسوب مي‌شود.



دوشنبه 12 اسفند 1392 :: 11:13 ::  نويسنده : ahmadgolestani       

پس از آن‌که انقلاب سراسری و مشهور مردم شبه‌قاره‌ی هند علیه استعمار انگلیس در سال ۱۲۷۴‌ق./ ۱۸۵۷م. بر اثر توطئه‌‌های داخلی و سرکوب‌گری نظامی استعمارگران با شکست مواجه شد، اوضاع هند رو به وخامت نهاد. دولت مسلمانان مغول که به‌ظاهر تا آن روز در دهلی حاکم بود، آخرین نفس­‌های خود را کشید و جان داد و از آن پس انگلیس بر سراسر هند تسلط یافت. نیروهای انگلیسی در دهلی و دیگر شهرهای هند حمام خون به‌راه انداختند و خیابان­‌ها را مملو از اجساد شهدا و مجروحان کردند. به‌ویژه علما و بزرگ‌مردان اندیشه و دعوت و رهبران انقلاب را تحت تعقیب و هدف خشم و غضب خود قرار دادند؛ برخی را کشتند، برخی را آواره و مجبور به هجرت کردند، عده‌ای را دستگیر و اعدام کردند، تعدادی را نیز به جزیره‌ی «اندمان» در اقیانوس هند که از نظر آب و هوا و شرایط زندگی بسیار نامساعد بود، تبعید کردند.

 

                                                                      لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید



ادامه مطلب ...


دوشنبه 12 اسفند 1392 :: 09:16 ::  نويسنده : ahmadgolestani       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                           برگرفته از وبلاگ : شورای جوانان اهل سنت مشهد



دوشنبه 12 اسفند 1392 :: 08:04 ::  نويسنده : ahmadgolestani       
 

اشاره: مفتی محمدقاسم  قاسمی استاد حدیث و رئیس دارالإفتای دارالعلوم زاهدان بهمن‌ماه سال جاری از  سفری چند روزه به آفریقای جنوبی بازگشت. ایشان به‌دعوت مسئولان برگزاری  «مؤتمر العلمي الاسلامي لخدمة الانسانیة» برای شركت در كنفرانسی با عنوان  «جائزة الامام محمدقاسم الناتوي الاسلامیة العالمیة» به آفریقای جنوبی سفر  كرده بود. كنفرانسی كه ابتدا قرار بود شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید امام  جمعه‌ی اهل‌سنّت زاهدان هم در آن شركت كند، اما در تهران برنامه‌ی سفر  تغییر كرد و قرار شد ایشان به‌جای سفر به پایتخت آفریقای جنوبی، در پایتخت  ایران بماند و به‌جای شركت در كنفرانس «جائزة الامام محمدقاسم الناتوي  الاسلامیة العالمیة» در كنفرانس «وحدت اسلامی» شركت كند.

 

آنچه در پی می‌آید سخنان مفتی محمدقاسم پیرامون این سفر و كنفرانس «جائزة الامام محمدقاسم الناتوي الاسلامیة العالمیة» است:    دعوت از سوی «مؤتمر العلمي الاسلامي لخدمة الانسانیة» دعوت‌نامه  این سفر از سوی «مؤتمر العلمی الاسلامی لخدمه‌ی الانسانیه‌ی» ارسال شده  بود؛ سازمانی غیردولتی و بین المللی كه چند سالی‌ست شكل گرفته است. اولین  کنفرانس این سازمان در ذیقعده 1431ق./ اکتبر2010م. در تركیه برگزار شد. در  آن کنفرانس مولانا عبدالرحمن محبی - از اساتید برجسته دارالعلوم زاهدان-  حضور داشته‌اند. در نشست امسال قرار بود جایزه‌ای با عنوان «جائزة الامام  محمدقاسم الناتوی الاسلامیة العالمیة» به یكی از علمای جهان اسلام اعطا  شود. مسئولان برگزاری این مؤتمر، نشست دوم را در كشور افریقای جنوبی برگزار  كردند. شاید علت برگزاری این کنفرانس در آفریقای جنوبی این باشد که از  سرزمین شبه‌ی قاره هند و علمای آن خیرات و خدمات بسیاری متوجه آفریقا شده  است، شاید هم به این علت كه گرفتن ویزا از این كشور مقداری با سهولت بیشتری  برای شركت كنندگان ممكن بوده است. خلاصه اینكه بنابر هر علتی این كنفرانس  در افریقای جنوبی برگزار شد و در آن قرار بود جایزه‌ای با عنوان «جائزة  الامام محمدقاسم الناتوی الاسلامیة العالمیة» به فرد خاصی اعطا شود. این  جایزه پس از بررسی کارشناسان و بر اساس شیوه‌نامه‌ی خاصی به علما و  چهره‌های علمی جهان اسلام تعلق می‌گیرد. حتی یك مجموعه ناظر دارند، یكسری  انجمن‌ها و هم‌فكرانی دارند كه به‌صورت منظم پیش می‌روند و در این‌باره  تصمیم‌گیری می‌كنند. در سایت این مجموعه حتی نام شیخ‌الاسلام مولانا  عبدالحمید به عنوان یكی از مشرفین (ناظرین) ذكر شده است. درحالی‌كه خود شیخ  محی‌الدین، شیخ‌الاسلام را تا به‌حال ندیده است. البته مدعو اصلی در این  كنفرانس، شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید بود. اما در نهایت وقتی مسئولان  دولتی كشورمان به مولانا پیشنهاد كردند كه برای شركت در كنفرانس وحدت  اسلامی در تهران بماند، مولانا استخاره‌ای كرد و در نهایت به همین نتیجه  رسید كه در تهران بماند. مولوی عبدالهادی- استاد سابق دارالعلوم زاهدان و  دانشجوی فعلی دانشگاه مالزی- نیز از مالزی آمده و در این کنفرانس شرکت  نمود، اما به خاطر مشكلی كه در ویزایش پیش آمده بود نتوانست تا پایان  کنفرانس حضور داشته باشد. مدت زمان برگزاری این كنفرانس پنج روز اعلام شده  بود و برنامه‌های آن هم در یك بروشور مشخص شده بود.
چند نكته درباره‌ی كشور آفریقای جنوبی و مسلمانان این كشور آفریقای  جنوبی كشوری است كه 50 میلیون نفر جمعیت دارد. دارای 11 زبان رسمی كه  البته زبان كاربردی آن انگلیسی است. تعداد مسلمانان این كشور طبق اعلام  اتحادیه جهانی علمای مسلمان 2 میلیون نفر است. یعنی 4 درصد جمعیت كل این  كشور را مسلمانان تشكیل می‌دهند. البته ما وقتی در این‌باره بررسی كردیم  بعضی‌ها این رقم را 3 میلیون نفر اعلام كردند. علامه محمدتقی عثمانی  برای اولین بار 20 سال پیش سفری به این كشور داشته و در سفرنامه‌ی خود كه  در كتاب «جهان‌ِ دیده» منتشر شده تعداد مسلمانان را 4 درصد بیان كرده است.  اما برخی از مقام‌های ایرانی می‌گفتند كه جمعیت مسلمانان افریقای جنوبی 10  درصد است. برخی از خود آنها در آنجا می‌گفتند كه جمعیت ما 2 درصد است.  بیانیه‌ای كه از طرف علما منتشر شده نیز جمعیت مسلمانان آفریقای جنوبی را 2  درصد به‌حساب آورده است. مسلمانان این كشور اكثراً اصالتی هندوستانی و  گجراتی دارند كه 150 تا 200 سال قبل هجرت كرده بودند. رئیس جمهور این  كشور آقای جاكوب زوما، و واحد پول این كشور "راند" است. درباره‌ی اینكه  اسلام چگونه به این سرزمین رسیده، نوشته‌اند كه مسلمانان در نیمه‌ی قرن 16  میلادی از اندونزی به شهر كیپ‌تاون رفته‌اند. در قرن 18 هم مسلمانان از شبه  قاره‌ی هند به شهر دوربان این كشور رفته‌‌اند. یعنی از زمان هجرت مسلمانان  هندی به آفریقا تنها 150 تا 200 سال می‌گذرد. از جاهای دیگر هم مسلمانان  به این كشور مهاجرت كرده‌اند. این كشور طبق آماری كه به ما ارائه شده  تقریباً دارای 700 باب مسجد است. مكاتب آن اما زیادند؛ شاید بالای 1000  مكتب قرآنی در این كشور وجود داشته باشد. ده‌ها مدرسه دینی معروف و مشهور  دارد. سازمان‌های خیریه دارد و مسلمانان تقریباً از آزادی كامل برخوردارند.  همچنین 3 یا 4 وزیر مسلمان در كابینه‌ی دولت این كشور انجام وظیفه  می‌كنند. مسلمانان در پست‌های دیگر هم كار گرفته می‌شوند. در مورد انجام  فعالیت‌های دینی كاملاً از هرگونه آزادی برخوردارند. می‌توانند هر نوع  مدرسه‌ای تاسیس كنند. در هر نقطه‌ای مسجدی بنا كنند. فقط در چارچوب قوانین  دولت مركزی. مسلمانان آنجا گلایه‌ی خاصی مطرح نمی‌كردند.
سفر به جنوب قاره‌ی سیاه ما  از تهران با یك فروند هواپیمای مسافربری خطوط هوایی كشور قطر به دوحه قطر  رفتیم. سفر ما از تهران تا دوحه قطر 2 ساعت طول كشید. از آنجا هم با پروازی  7 تا 8 ساعته به ژوهانسبورگ، پایتخت آفریقای جنوبی رفتیم. ژوهانسبورگ  بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهر آفریقای جنوبی است. شهر مهم دیگر این كشور دوربان  است كه زمانی فرزند علامه سید سلیمان ندوی، دكتر سلمان ندوی در بخش اسلامی  دانشگاه این شهر زیر نظر دكتر حبیب‌الحق تحصیل كرده به درجه‌ی پروفسوری  رسیده است. شهر مهم دیگر این كشور كیپ‌تاون است كه ما به این شهر نرفتیم  چون سفر ما محدود به شهر ژوهانسبورگ بود. در فرودگاه ژوهانسبورگ وقتی وارد  سالن اصلی فرودگاه شدیم میزبانان به پیشواز ما آمدند و استقبال مختصری از  ما انجام دادند. در استقبال فقط عوامل برگزاری این كنفرانس حاضر بودند. روی  پلاكاردی هم نوشته شده بود «جائزة الامام محمدقاسم الناتوی الاسلامیة  العالمیة» یك دفتر نسبتاً مجهزی در ساختمان اصلی فرودگار ترتیب داده بودند  تا بتوانند از مهمانان استقبال كنند. تشریفات پرواز كه تمام شد، پاسپورت‌ها  را گرفتند و به ما تحویل دادند، بارها را هم تحویل گرفتند و ما را به قسمت  دیگری از فرودگاه بردند تا چیزی بخوریم و استراحت كوتاهی بكنیم. آنجا  نمازخانه‌ای هم بود. گفتند شما استراحت كنید تا ماشین‌هایی كه برای انتقال  شما در نظر گرفته شده‌اند بیایند. مقداری تاخیر شد چون آنجایی كه قرار بود  كنفرانس برگزار شود شهر كوچك «آزادویل» بود، جایی كه مولانا عبدالحمید  اسحاق كه به دارالعلوم زاهدان هم آمده است، آنجا مدرسه‌ای داشت. آزادویل  تقریبا 30 كیلومتر با پایتخت فاصله داشت، البته یك ساعتی طول می‌كشید تا  ماشین از شهر ژوهانسبورگ خارج شود و به آزادویل برسد. بالاخره ما منتظر  ماندیم و در همین فرصت چند نفر مهمان عرب و یك مهمان ایتالیایی به جمع ما  پیوستند. مهمان ایتالیایی عربی بلد نبود اشاره می‌كرد و می‌گفت: «جائزة  الامام محمدقاسم الناتوی الاسلامیة العالمیة» كه ما گفتیم بله ما هم برای  شركت در همین كنفرانس آمده‌ایم و الان داریم به محل برگزاری مراسم می‌رویم.  با ما همراه شد و‌گفت تازه چند وقتی است كه مسلمان شده‌ام. چند نفر دیگر  كه بیشتر به زبان انگلیسی صحبت می‌كردند با ما همراه شدند. لباس بیشترشان  فرنگی بود و برخی از آنها هم دارای محاسن بودند. خلاصه اینكه افرادی با تیپ  و قیافه‌های گوناگون با ما همراه شدند.
در مدرسه‌ی دینی آزادویل با  ماشین‌هایی كه برای انتقال مهمانان به آزادویل در نظر گرفته شده بود، به  آزادویل رفتیم. مدرسه‌ی دینی آزادویل در جای بسیار زیبا و خوش‌منظری واقع  بود. در نقطه‌ای كه بیشتر شبیه یك روستا است. آزادویل در واقع شهری است كه  بیشتر دارای ویژگی‌های روستایی است یا روستایی است دارای شاخص‌های شهری.  همه‌جای آن سرسبز و باطراوت بود ما زمین خشك و بی‌آب و ‌علفی آنجا ندیدیم.  فصل بهار و تابستان بود. روزها بلند و شب‌ها كوتاه. مدرسه در جای خلوت و  آرامی واقع بود. یك طرف آن هم مسجد بود و طرف دیگر كلاس‌های درس. یك طرف هم  دفاتر مدرسه و طرف دیگر خوابگاه طلاب. 6 بلوك كه هر بلوك دارای سه طبقه  بود و در هر طبقه 3 تا اتاق بود. حدود 400 تا 500 نفر آنجا از ما استقبال  كردند. محل اقامت مهمانان، همین مدرسه بود که به هر نفر یك اتاق جداگانه  اختصاص دادند، دو سه نفر طالب علم هم به منظور خدمت به مهمانان و انجام  كارهای در نظر گرفته شده بود. برای هر مهمان یك اتاق در نظر گرفته بودند تا  اگر در خلوت خود خواست نمازی بخواند و دعایی بكند این امكان برای او باشد.
در مركز جماعت تبلیغ ژوهانسبورگ در  اقامت‌گاه كه مستقر شدیم، از سوی میزبانان اعلام شد ‌با وجود اینکه برنامه  پذیرایی و استراحت میهمانان در مدرسه نیز فراهم می باشد، کسانی که مایل  هستند می توانند در برنامه‌ای که در مركز جماعت تبلیغ ژوهانسبورگ برای  مهمانان در نظر گرفته شده شرکت نمایند. علیرغم خستگی سفر، قصد شرکت در  برنامه‌های مرکز را کردیم. ما را به مركز جماعت تبلیغ ژوهانسبورگ بردند  البته ما وسط برنامه رسیدیم. فردی در حال سخنرانی به زبان انگلیسی بود که  سخنانش به عربی ترجمه می‌شد. علمای بزرگی همچون شیخ عوامه، و دكتر اسامه  رفاعی، دانش‌آموخته‌ی دانشگاه مدینه منوره و از خویشاوندان دكتر رفاعی كه  در سوریه است، در این جلسه حضور داشتند. خلاصه اینكه در مركز بعد از  اقامه‌ی نماز عشاء پذیرایی بسیار مفصلی انجام شد، خیلی خدمت كردند. بعد از  صرف شام همه‌ی مهمانان به آزادویل برگشتند.
آغاز برنامه‌های كنفرانس زمان  شروع كنفرانس را روز پنجشنبه (26 دی‌ماه 1392/ 14 ربیع‌الاول 1435) اعلام  كرده بودند. به مدت پنج روز؛ پنجشنبه، جمعه، شنبه، یكشنبه و دوشنبه (30  دی‌ماه 1392/ 18ربیع‌الاول 1435). بر این اساس ما گمان كردیم كه از  برنامه‌ها عقب افتاده‌ایم و با تاخیر به محل برگزاری كنفرانس رسیده‌ایم،  اما تاخیری انجام نشده بود چون برگزاركنندگان مقداری زمان شروع كنفرانس را  به تاخیر انداخته بودند. گفتند جلسه رسماً افتتاح نشده است؛ چون برادران  تبلیغی درخواست كرده بودند كه شب جمعه مهمانان در مركز جماعت تبلیغ حضور  پیدا كنند. خلاصه اینكه ما با اتوبوس به محل برگزاری كنفرانس رفتیم.  تقریبا 10 تا 15 دقیقه تا آنجا راه بود. سالن كنفرانس در دامنه‌ی تپه‌ای  سرسبز و پردرخت واقع بود. همه‌جا پر از سبزه و گل و گیاه بود. یك تكه زمین  خشك دیده نمی‌شد. هوا لطیف و ملایم بود. نسیم ملایمی می‌وزید و گه‌گاه  باران هم می‌بارید.                                   ساعات كار  كنفرانس هم بدین ترتیب اعلام شده بود؛ از 9 صبح تا 12 ظهر. بعد از ظهر پس  از اقامه‌ی نماز عصر تا نماز عشاء. بقیه اوقات برای استراحت بود. بنابراین  جلسه به‌هیچ‌وجه خسته‌كننده نبود. موضوعات محوری را از پیش تعیین كرده  بودند. به‌طور كلی مؤتمر اسلامی دارای چند محور مشخص است، این محورها  عبارتند از قرآن و حدیث رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، فقه، اخلاق و  تصوف. تصوف را هم تعبیر می‌كنند به سلوك. برخی محورهای دیگر هم بود كه شاید  در پایگاه اینترنتی مؤتمر به آنها اشاره شده است. به‌طور كلی اهداف‌شان در  چارچوب همین محورها تعریف می‌شد. همین موضوعات را مطرح كرده بودند كه  بررسی شوند. برگزاركننده‌ی اصلی كنفرانس، معهد عالی اسلامی حیدرآباد هند  بود. این معهد عالی زیر نظر شیخ خالد سیف‌الله با عنوان اصلی «المعهد  العالی للدراسات الاسلامیة حیدرآباد الهند» اداره می‌شود. شیخ خالد  سیف‌الله رئیس جایزه بود، شیخ محی‌الدین هم رئیس كنفرانس بود. بالاخره جلسه  بعد از ظهر جمعه آغاز شد. آقای عبدالله بداوی، نخست وزیر اسبق كشور مالزی،  نیز در این کنفرانس دعوت شده بود. سایر مدعوین بیشتر علما و شخصیت‌های  متشرعی بودند. از علمای سعودی هم شخصیت‌هایی دعوت شده بودند. از منطقه‌ی  احصا كه می‌گفتند مردمان معتدلی آنجا زندگی می‌كنند، شخصیت‌هایی حضور  داشتند. تقریباً از هشتاد كشور جهان افراد و شخصیت‌هایی حضور داشتند. برخی  احتمالا با مشكلاتی در زمینه‌ی صدور روادید مواجه شده بودند ولی بیشتر  مدعوین حضور داشتند.
شیوه‌ی خاص برگزاری كنفرانس برنامه‌های  كنفرانس به شیوه‌ی خاصی مطابق با استاندارهای بین‌المللی برگزار می‌شد.  مثلاً مجری برنامه از بین یكی از شركت كنندگان انتخاب می‌شد. خود من هم در  ابتدا متوجه این موضوع نبودم. روز اول دیدم یكی از شركت كنندگان كه به عربی  خیلی فصیح و زیبا سخن می‌گفت، به اجرای برنامه‌ها پرداخت. شكل و قیافه‌اش  هندی بود. من گمان كردم یك شخصیت هندوستانی است، عربی سخن گفتنش خیلی زیبا  بود. اصلاً اشتباه نمی‌كرد. حتی جایی گیر هم نمی‌كرد. سرانجام متوجه شدم كه  استاد دانشگاه الازهر است. وقتی برنامه‌اش تمام شد و آمد نشست من از او  پرسیدم شما اهل كجایید و كجا فعالیت می‌كنید. گفت من استاد دانشگاه الازهر  هستم. اسم من دكتر مصطفی است. گفتم: شما پس آب نیل خورده‌اید كه این چنین  جالب عربی صحبت می‌كنید. من متعجب بودم چون فكر كردم شما هندوستانی هستید!  یك مصری دیگری هم بود كه استاد دانشگاه طیبه مدینه‌ی منوره و دكتر بود. به‌هرحال  برنامه‌ها را به این شكل و شیوه اجرا می‌كردند. وقتش را هم تعیین  می‌كردند. در رعایت وقت مشكلاتی پیش می‌آمد؛ برخی از علما رعایت نمی‌كردند  برخی هم رعایت می‌كردند. دائم یادداشت می‌دادند كه وقت را رعایت كنید. مگر  مشایخ بزرگ كه وقت‌شان آزاد بود. سخنرانی در كنفرانس؛ علما تنها روزنه‌ی امید هستند در  جلسه حول محورهای تعیین شده بحث و گفت‌وگو شد. سخن‌های تندی مطرح نشد. فقط  یك سخنران مقداری تند سخن گفت و احساس شد كه مقداری از موضوع اصلی فاصله  گرفته است كه البته بعداً برگزاركنندگان از حاضران عذرخواهی كردند و یادآور  شدند كه تندروی خط‌مشی ما نیست. ما به اعتدال معتقدیم. در نشست بعدی شركت  كنندگان ابراز خوشحالی كردند و بیان كردند كه این عذرخواهی برای آنان دلگرم  كننده بوده است. بنده نیز در این کنفرانس به‌عنوان عرض سلامی از طرف  مسلمانان اهل‌سنّت و مدارس دینی ایران، مطالبی پیرامون وحدت امت اسلامی و  وظیفه‌ی علما در عصر حاضر، که از سوی شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید پیشنهاد  شده بود، در عرض ده دقیقه به‌ شكل سخنرانی ارائه كردم. الحمدلله این  سخنرانی مورد استقبال شیخ خالد سیف‌الله و سایر حاضرین در کنفرانس واقع شد.

منبع : سنی آنلاین



یکشنبه 11 اسفند 1392 :: 18:31 ::  نويسنده : ahmadgolestani       
راه های تزکیه و اصلاح فرد و جامعه

 

اسلام، دین اصلاح و جامعه‏سازی است. اسلام یعنی همان دین وشریعت ناب محمدی که در آن به اصلاح فرد و جامعه امر شده و از آن به عنوان "تزکیه" یاد شده است. تزکیه در اسلام مسئله‏ای عارضی نیست بلکه رکنی به حساب می‏آید و برای بیان اهمیت آن همین کافی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در نیایش‏ها و مناجات‏های خویش از خداوند متعال چنین خواسته‏اند: «اللهم آت نفسی تقواها و زکّها أنت خیر من زکیها أنت ولیها و مولاها.» بدین ترتیب، تزکیه و اصلاح فرد و جامعه در نگاه اسلام از اهمیت فراوانی برخوردار است.
کالبد شکافی واژۀ "تزکیه" تزکیه از نظر لغوی از ریشه "زکاة" گرفته شده و به معنای نمو، رشد، برکت و پاکی و اصلاح می‏باشد [لسان العرب: 36/3) تعریف اصطلاحی تزکیه: استاد ابوالحسن ندوی- رحمه الله- می‏فرماید: تزکیه معلمی است که وظیفه آن اصلاح و تریبت نفس و آراستن آن به فضایل شرعی و پاک گردانیدن درون از رذایل اخلاقی را به عهده دارد و انسان را به قلۀ ایمان، و رسیدن به درجه احسان و مزین نمودن اخلاق به خلق و خوی نبوی فرا می‏خواند، و فرد را به تبعیت از پیامبر، در ویژگی‏های درونی متوجه می‏سازد. در یک جمله، تزکیه، رشد، احسان و فقه باطن می‏باشد.
تزکیه از مهمترین وظایف انبیاء علیهم السلام آیات و احادیث گهربار نبوی، از تزکیه و احسان بعنوان یکی از مهمترین وظایف انبیا یاد کرده است و آن را در کنار ارکان چهارگانه اسلام قرار داده است که تحقق بخشیدن، و به کمال رساندن آنها از مقاصد مهم بعثت پیامبر بشمار می‏آید. قرآن کریم می‏فرماید: «هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین» [جمعه:2] فلسفه تزکیه آراستن نفس به فضایل و پاک سازی آن، از رذایل اخلاقی است. به تعبیر دیگر، آن شکل از تزکیه که نمونه‏های عالی آن در زندگی گهربار صحابه، به صورت اخلاص در عمل و اخلاق نیکو متجلی شده است، تزکیه‏ای که تا ابد الگو بوده و تاریخ نظیر آن را به یاید نمی‏آورد، و می‏بینیم که زبان نبوت همراه با ایمان و اسلام، درجه و مرتبه خاصی را که بالاتر از اسلام است ذکر می‏کند و آن را به "احسان" تعبیر می‏نماید، که مراد از آن، کیفیتی از یقین و استحضار است که هر صاحب ایمان برای بدست آوردن آن باید بکوشد، و اشتیاق به آن در قلب هر فرد مومن همواره موج بزند. از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم پرسیده شد که احسان چیست؟ در پاسخ فرمودند: احسان آن است که خدا را چنان بپرستی که گویی او را می‏بینی و اگر این حالت به تو دست ندهد چنان باشی که او تو را بیند. [بخاری:4777-، مسلم:9-5]
تزکیه افراد و تاثیر آن در اصلاح جامعه تزکیه، احسان و فقه باطن، همه از حقایق علمی و شرعی و مفاهیم دینی هستند که از کتاب و سنت ثابت، و همه مسلمین به آنها اعتراف دارند. الله تعالی در قرآن کریم، فلاح و رستگاری را، در تزکیه و رفتن به سوی رشد دانسته و خسران و ناکامی را در غفلت و بی‏توجهی به آن می‏داند، بعد از چند قَسم طولانی در سوره شمس می‏فرماید: «قد أفلح من زکها و قد خاب من دسّها» [شمس:9-10] اما وقتی که این بخش، در زندگی انسان تحقق نیابد رسیدن به کمال نهایی در دین و اصلاح زندگی اجتماعی ممکن نیست و افراد از زندگی فردی خود نیز به معنای واقعی لذت نخواهند برد، پس مؤثرترین شیوه در ایجاد تزکیه از این قرار است:

1- ذکر: ذکر با مفهوم وسیعش از مهمترین اعمال در اسلام است. خداوند می‏فرماید: «ولذکرالله أکبر» [عنکبوت: 45] ابن قیم- رحمه الله- می‏گوید: «هرگاه غفلت بر قلب رو می‏آورد، آن را سخت می‏گرداند، پس هرگاه ذکر خدا در دل قرار می‏گیرد این سختی به نرمی و لطافت تبدیل می‏شود، همچنان که یخ در آتش ذوب می‏شود، هیچ چیزی مانند ذکر خدا، قلب را این گونه ذوب نمی‏کند.

2- تفکر: خداوند امر به تفکر و تدبر می‏کند و متفکرین را تمجید می‏نماید و در جاهای متعدد از کتابش به مذمت غافلان و معرضان می‏پردازد و این به خاطر ارزش تفکر و اهمیت آن، در دنیا و آخرت است. حضرت سفیان بن عیینه- رحمه الله- می‏گوید: تفکر نوری است که داخل قلب می‏شود.

3- همراهی با صالحان: دوست و همراه انسان، تاثیر بسزایی بر او دارد که می‏تواند او را به یاد خدا بیندازد و یا او را از خدا غافل کند، مانند کسی است که ماده‏ای خوشبو استعمال کرده که بوی آن به اطرافیان می‏رسد و یا مثل آهنگری که در کوره آهنگری می‏دمد و آتش و دود، به اطرافیان هدیه می‏کند.

4 -  فرایض و نوافل: ادای نوافل، بخصوص اقامه نمازهای فرض موجب قرب الهی می‏شود، چنان که در حدیث قدسی الله تعالی می‏فرماید: «وما تقرب إلیّ عبدی بشئ أحب إلی مما افترضته علیه»؛ محبوبترین چیزی که بنده من به وسیله آن به من نزدیک می‏شود، چیزی جز فرایض نیست که بر او فرض کرده‏ام.

5- عبادت و عمل صالح: اطاعت و بندگی و اعمال صالح به صورت عام شامل تمام فرایض و نوافل هم می‏شود. خداوند متعال می‏فرماید: «ربنا وابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم» (بقره:129) حضرت عبدالله بن عباس در تفسیر این آیه می‏فرماید: منظور، اطاعت از خدا و اخلاص در اعمال است.

6- انفاق و حب مساکین: معمولا نفس، انسان را وادار به خرج کردن و انفاق فی سبیل الله نمی‏کند و کسی که با انفاق و ایثار در مقابل هوای نفس مخالفت می‏کند، در واقع مسیر تزکیه و رستگاری را می‏پیماید. همچنین ابراز محبت با مساکین و مستمندان دلیل بر تواضع، ترحم و پاکی نفس، است. رسول الله صلی الله علیه وسلم در فرازی از دعاهای خویش چنین فرموده‏اند: «اللهم إنی اسألک فعل الخیرات و ترک المنکرات و حب المساکین و أن تغفرلی و ترحمنی.

7- دعا: دعا مظهری از مظاهر بزرگ عبودیت و بندگی است و بلکه اساس و اصل عبودیت و بندگی است، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الدعا هو العبادة» [مسند احمد]

8- تلاش و همت بالا: در تزکیه نیز مانند سایر اعمال محتاج به دعاء است، اما باید همزمان با آن از هیچ کوشش و تلاشی برای رسیدن به این هدف مهم و والا  دریغ نورزید. وقتی که ربیعة بن کعب اسلمی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم، همراهی وی را در بهشت درخواست نمود، آنحضرت صلی الله علیه وسلم به او فرمود: با سجده‏های فراوان می‏توانی همراهی من را در بهشت نصیب خود گردانی. بنابراین تلاش و همت بالا، در رأس موارد مذکور قرار دارد، اگر چنانچه در همت و تلاش، ضعف وجود داشته باشد، پایبندی به موارد دیگر نیز بسیار مشکل و حتی غیرممکن است. از این رو برای اجرای هر کاری، همت بالا و تلاش فراوان ضرورت دارد. بدین ترتیب، با فراهم شدن شرایط فوق می‏توان به نور یقین که در شریعت از آن به فقه باطن تعبیر شده است، دست یافت. وقتی نور یقین بر قلب کسی بتابد، رابطۀ وی با الله تعالی چنان مستحکم می‏شود که دیگر روابط را تحت‏الشعاع قرار می‏دهد که در اثر آن تمام کارهای ظاهری و باطنی انسان، از قبیل، دوستی، دشمنی و برخورد با دیگران در جهت رضای الله تعالی انجام می‏گیرد و انسان مصداق این حدیث قرار می‏گیرد: «من أحب لله و أبغض لله و أعطی لله و منع لله فقد استکمل الایمان. (مشکوة به نقل از ابوداود) و هر کسی این طور باشد، دینش را به کمال رسانده است.
برخی از موانع اصلاح و تزکیه

1ـ تجمل گرای، خوشگذرانی و اسراف در مباحات: بر هر مسلمان لازم است که این را درک کند، که روی آوردن دنیا به سوی او با زرق و برق خویش ابراز محبت الله با وی نیست، و همچنین پشت کردن دنیا، اظهار غضب الله با وی نیست، بلکه امتحانی است از جانب الله تعالی. چنان که قرآن عظیم الشأن می‏فرماید: «فاماالانسان إذا ماابتلاه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ری أکرمن و أما إذا ما ابتلاه فقدر علیه رزقه فیقول ربی أهانن» (الفجر:15-16) اسراف نیز یکی ا زموانع اصلاح و تزکیه فرد و جامعه محسوب می شود، زیرا اسراف تضییع حقوق دیگر انسانها را به دنبال دارد، لذا ناپسند و مذموم است، الله تعالی مبذرین را برادران شیطان معرفی نموده است و می فرماید: «إن المبذرین کانوا إخوان الشیاطین» (اسراء:27)
2- گناه: گناه آثار زیان‏باری را در جامعه بدنبال دارد و اصلاح آن را با کندی مواجه می‏کند، و چه بسا کاخ بلند معنویت را فرو می‏ریزد؛ پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم فرموده‏اند: هنگامی که فرد مومن مرتکب گناهی می‏شود، نقطه‏ای سیاه در قلبش ایجاد می‏شود که اگر توبه کند و از گناه دست بکشد و از خدا طلب آمرزش نماید، قلبش صاف و پاک می‏شود، اما اگر گناهانش انباشته شوند و فرد از گناهان خویش توبه و استغفار ننماید، سیاهی نیز به اندازه‏ای زیاد می‏شود که همه قلب را در بر می‏گیرد و این همان غلبه یافتن گناه بر قلب است که خداوند عزوجل می‏فرماید: «کل بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون» (مطففین:14)
3- نفس: مراد از نفس، نفس لوّامه است، چرا که این نفس، است که انسان را به سوی خسران، هلاکت وتباهی و به سوی حیوانیت سوق می‏دهد، و راه علاج این نفس، قفط محاسبه نفس، و مخالفت با آن است که غیر از این راه دیگر وجود ندارد.
راهای تزکیه و ایجاد بیداری در جامعه بزرگترین خدمتی که در قبال جامعه می‏توان انجام داد، و آن را از آفت امراض روحانی نجات داد، ایجاد بیداری در طبقات و گروههای مختلف و تربیت عقلی، مدنی و سیاسی توده‏ها می‏باشد. امروزه زحمات وبر نامه های زیادی در جهت اصلاح جامعه به طور جسته و گریخته صورت می پذیرد، تعداد بی‏شماری از انجمن‏ها، احزاب، و نهضت‏ها، با پرسنل‏های متشکل از هزاران نفر، و با ادعاهای بزرگ، همایش و کنفرانس می‏گیرند، هدف همه آنها یکی است، و آن، انسداد بدیهای رواج یافته در جامعه، رهنمون ساختن اجتماع به مسیر راست و درست است، اما اگر کمی از نزدیک به وضعیت جامعه بنگریم، می‏بینیم که این زحمات آن طور که باید و شاید نتیجه نداده و مثمر ثمر واقع نمی‏شوند، و این مهمترین مسأله ای است که امروزه به عنوان یکی از دغدغه های مصلحان قرار گرفته و حتی کسانی که اقدام به برگزرای چنین مراسم و کنفرانساهایی می کنند نیز از این موضوع در رنج هستند که به راستی چرا با وجود برگزاری چنین جلسات وسیعی باز هم جامعه به سوی اصلاح و تزکیه مطلوب پیش نمی رود؟!. در جواب این دغدغه بزرگ باید گفت که مهمترین مشکل در جامعه این است که اکثر قریب به اتفاق جلسات و کنفرانسها به منظور اصلاح دیگران و برطرف نمودن کجی‏ها و انحرافات اخلاقی دیگران برگزار می شوند و بانیان و گردانندگان این جلسات از اصلاح و تزکیه خودشان غافل بوده و همواره برای دیگران برنامه ریزی کرده و جلسه می گیرند، در حالی که خداوند متعال در قرآن عظیم الشأن می فرماید: «یا أیها الذین امنوا علیکم أنفسکم لایضرکم من ضل إذا اهتدیتم إلی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم تعملون» (مائده:105) الله جل جلاله در این آیه می‏فرماید: ای صاحبان ایمان! نخست به فکر خود باشید، اگر شما به راه راست باشید گمراهی دیگران هیچ ضرری به شما نخواهد رسانید، عمل هر انسانی با خود او خواهد بود، شما همگی به سوی الله بر خواهید گشت، و الله تعالی از واقعیت آنچه شما انجام داده‏اید شما را باخبر خواهد کرد. چه معلوم، شاید ادا و فعل شخصی که شما در پی عیب‏هایش هستید و او را آماجگاه تیرهای انتقاد و اعتراض خود قرار داده‏اید نزد الله جل جلاله چنان مقبول افتد که از شما سبقت گیرد. پس راه اصلاح، فقط برگزاری جلسات و سخنرانی‏های عاری از عمل نیست، بلکه در این راستا، نخستین کار انسان، مطالعه و بررسی روز و شب خودش است که به چه مقدار طبق رضای او تعالی کار انجام می‏دهد، و چقدر بر خلاف رضای او؟ در صورت دوم، چه راهکار اصلاحی- تربیتی اتخاذ کرده شود؟ اگر الله تعالی همین فکر را در دلهای ما پدید آورد جامعه ما اصلاح خواهد شد. جامعه یعنی مجموعه افراد، بنابراین اگر هر فرد به فکر اصلاح خود بیفتد جامعه اصلاح خواهد شد، و اگرفقط به فکر اصلاح دیگران باشد و خود را فراموش کند جامعه اصلاح نخواهد شد.
علامه محمد منظور نعمانی در کتاب «دین وشریعت» دربارۀ جامعه‏سازی دستورالعمل دهگانه‏ای تجویز فرموده که در اینجا نقل می‏شود؛

1ـ اولین و مهمترین امر در جهت اصلاح جامعه، تصحیح عقیده و ایمان است، زیرا اگر چنانچه کسی با عقیده شرک‏آمیز، الله را عبادت کند، عبادت وی قبول نخواهد شد چرا که مقبولیت عبادات نزد الله مشروط بر تصحیح عقیده و ایمان است.

2ـ مسایل مربوط به عبادات و بقیۀ امور دینی را به هر نحوی که سهل و آسان است یاد بگیرد.

3ـ توبه کرده و تصمیم قطعی برای انجام عبادات و اجرای دستورات الهی داشته باشد.

4ـ بعد از انجام دادن گناه بلافاصله از الله تعالی طلب مغفرت کرده و به سوی او تعالی رجوع نماید الله، که در این صورت اگر توبه و انابت او کاملا خالصانه باشد، خداوند گناهانش را به طور کلی محو می‏شوند.

5ـ اختیار نمودن اخلاق خوب و دوری جستن از اخلاف رذیله، بهترین تدبیر در این خصوص اهتمام، مجاهده، تلاش، تواضع، حلم، صبر و قناعت و مرتبا تمرین لازم است و بر اثر مجاهده، اخلاق حسنه بدست می‏آید. در حدیث آمده است: «ومن یستعفف یعفه الله و من یستغن یغنه الله و من یتصبّر یصبره الله».

6ـ عبادات را با نهایت خشوع و خضوع ادا کند و خود را به عبادات نفلی نیز عادت دهد.

7ـ برای نورانیت و جلای قلب، و تحصیل محبت الهی، لازم است که انسان روزانه بیشتر اوقات را به ذکر الله و تلاوت قرآن که موثرترین سبب در اصلاح و تزکیه است، سپری کند، بعد از هر نماز حتی‏الامکان باید کوشید تا تسبیحات فاطمی (33مرتبه سبحان الله، 33مرتبه الحمدلله، 34مرتبه الله اکبر) خوانده، با این نیت که جلای قلب حاصل شود، خلاصه کلام اینکه، همیشه در ذکر خدا باید بود تا مصداق آیه شریفه: «رجال لاتلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکرالله» قرار گیرد.

8ـ عامل موثر دیگر در اصلاح نفس، مراقبه و مراحل آن است که تاثیر بسزایی در امر اصلاح، در بردارد، بعد از مراقبه باید توبه کرد و با الحاح و زاری از الله طلب مغفرت نماید.

9ـ هر عملی که انجام می‏دهد باید نسبت به حصول اجر و پاداش آن یقین و ایمان داشت که در اصطلاح دین به آن "ایمان و احتساب" می‏گویند.

10ـ دعا: پایه و اساس همۀ موارد مذکور دعا است که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم در یک حدیث، آن را مغز عبادت شمرده و فرمود: «الدعاء مخ العبادة». لذا بر جویندۀ حق لازم است که رضای الله را با کثرت دعاء حاصل کند. پس هر مسلمان مکلفی در هر کجا باشد، باید خودش را در برابر جامعه اسلامی، مسئول بداند، در برابر خطرهای که از هر طرف آهنگ او می‏کنند، تدابیر لازم را بیندیشد.  بر هر مسلمان، در هر نقطه‏ای از جهان باشد، لازم است که امر به معروف و نهی از منکر نماید و برای اصلاح و از بین بردن فساد، قیام کند و خودش، را مانند مسافری در کشتی محسوب کند که اگر کشتی غرق شد او نیز با دیگران غرق می‏شود، چه زیبا است مثالی که آنحضرت صلی الله علیه وسلم با ذکر آن وظیفه افراد و گروه‏ها را نسبت به آنچه در جامعه رخ می‏دهد، بیان می‏کند، نعمان بن بشیر رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می‏کند: مثل بر پا دارنده قانون خدا، همانند قومی است که در یک کشتی مسافرت کنند، بعضی از آنها در بالا و بعضی دیگر در طبقه پایین قرار می‏گیرند، اگر اینها (ساکنین طبقه پایین) بگویند، ما قسمت خودمان را سوراخ می‏کنیم تا افراد طبقه بالا را اذیت نکنیم، اگر افراد طبقه بالا، پایینی‏ها را از اقدامشان باز ندارند، همه هلاک می‏شوند، و چنانچه جلویشان را بگیرند، همه نجات می‏یابند. (بخاری/2493) منبع: سنی انلاین



   
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران